یا لطیف

نشسته ام چو غباری،..به شوق اذن دخول

بیا بگو نتکانند پادری ها را...

 

 

 

×××

متاسفانه نمیدونم شعر از کیه. لطف یکی از دوستان بود به بنده.

حق مدد